مدح و شهادت حضرت امام رضا علیهالسلام
هـنـگـامـهٔ ظـهـورِ رئـوفـیـّت خـداسـت امـشـب شـب ِتـجـلیِّ یا ایها الرضاست لب وا نکرده حاجتِ یک عمر میدهد بیهوده نیست خنده به روی لبِ گداست در صحـن انـقـلاب؛ نـمازم درست شد تعظیم؛ رو به گنبد سلطان رکوع ماست آقای مهـربان به کسی "نه" نگفته است از دور هم صدا بـزنم حـاجـتم رواست بـوسـیـدن ِضـریـح؛ تــقــرُّب مـیآورد حـتی نـگـاه کـردنِ گـنـبد گِـرِهگـشاست مشهد، کسی که یک شبِ خود را سحر کند او همنشین فـاطمه در عرش کبریاست جـاروکـشان خـانـه سـلـطـان ملائـکـند گـرد و غـبـارِ خـانـه آقـام کـیـمـیـاسـت گرد و غبارِ این حرم از جنس تربت است باب الجواد وقت ِغروبش چه با صفاست سـوگـنـد بـر قـدم بـه قـدم راه اربـعـیـن از خــانـه امـام رضـا راهِ کـربـلاسـت در بین حجره تاکه زمین خورد ناله زد آتش گرفته این جگـرم، دلبرم کجاست لب تشنه جان سپرد ولی نیزهای نخورد هنگام دست و پا زدنش سینهاش رهاست شبهای جـمـعـه مـادر اگر داد میزند دیده تن ِبدون ِسری زیر دست و پاست من یک سـوال از عـمـرِ سعـد میکـنم جای عـزیز فـاطـمه در بین بـوریاست حتی وحوشِ دشت همه آب خـوردهانـد لب تشنه رأس شاه دوعالم به نیزههاست |